دسته
حرم
پیوند
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 107020
تعداد نوشته ها : 124
تعداد نظرات : 21
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

http://tabasy.persiangig.com/image/imam%20sadegh1.jpg

http://www.beiragh.com/images/2.jpg

شهادت امام جعفر صادق

http://www.rissna.ir/Pictures%5CSign%5CSign%5Csadegh.jpg

http://ma1348.jeeran.com/sadegh/j44.jpg

حدیث

حدیث1- رفاه مردم در عصر امام زمان :

ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود :

یکون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنین و الافثمان و الافتسع یتنعم امتى فى زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر یرسل السماء علیهم مدراراً و الا تدخر الارض شیئاً من نباتها .  

مهدى از میان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت یا هشت یا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمایند که قبل از وى هیچ بّر و فاجرى بدان نرسیده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمین از روئیدنیهاى خود چیزى فرو گذار نمى کند.


حدیث2- عدل مهدى (عج) :

ابوسعید مى گوید پیغمبر فرمود: 

تملاء الارض ظلماً و جوراً فیقوم رجل من عترتى فیملاءها قسطاً و عدلاً یملک سبعاً او تسعاً .

زمین پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قیام کند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت یا نه سال سلطنت نماید.

حدیث3: 

و باز نقل کرده که پیغمبر(ص) فرموده :

لا تنقضى الساعة حتى یملک الارض رجل من اهل بیتى یملاء الارض  عدلاً کما ملئت جوراً یملک سبع سنین .

قیامت منقضى نخواهد شد تا این که مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد و او زمین را پر از عدل و داد کند ، چنان که پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .

حدیث4- مهدى فرزند فاطمه  زهرا (س) :

از امام زین العابدین و آن حضرت از پدرش روایت نموده که پیامبر اکرم (ص) به فاطمه زهرا (س)  فرموده : 

المهدى من ولدک .

( مهدى از فرزندان تو است ).


 


شهادت جانسوز امام شیعیان امام جعفر صادق علیه السلام

شهادت امام جعفر صادق علیه السلام را به همه ی شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم

http://ma1348.jeeran.com/sadegh/j44.jpg

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/d/d0/emamsadeq.jpg

دسته ها :


امام صادق (علیه السلام)

فهرست مطالب این صفحه ...


مشخصات حضرت

اسم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
کنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کرده اند . ( 1 )
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان کردند . ( 2 )
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
زنان معروف حضرت : حمیده دختر صاعد مغربی ، فاطمه دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب(علیهم السلام)
فرزندان پسر : موسی (علیه السلام) - اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی
فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما که اسماعیل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین (علیهم السلام)( نوه امام سجاد ) است . وامام موسی کاظم (علیه السلام) ، اسحاق و محمد که مادرشان حمیده خاتون می باشد . وعباس ، علی ، اسماء و فاطمه که هر یک از مادری به دنیا آمده اند .
نقش روی انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .
اصحاب معروف امام صادق (علیه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- برید - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالی – حریر بن عبدالله سجستانی زراره بن اعین شیبانی - عبدالله بن ابی یعفور-عمران بن عبدالله اشعری قمی .
روز زیارت ایشان : روزهای سه شنبه می باشد .
رخسار حضرت : بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (علیه السلام) بود . جز آنکه کمی لاغرتر و بلند تر بودند .
مردی میانه بالا ، سفید روی ، پیچیده موی و پیوسته صورتشان چون آفتاب می درخشید . در جوانی موهای سرشان سیاه و در پیری سفیدی موی سرشان بر وقار و هیبتشان افزوده بود . بینی اش کشیده و وسط آن اندکی برآمده بود وبر گونه راستش خال سیاه رنگی داشت .
ریش مبارک آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد کم پشت بود . دندانهایش درشت و سفید بود ومیان دو دندان
پیشین آن گرامی فاصله وجود داشت . بسیار لبخند می زد و چون نام پیامبر برده می شد رنگ از رخسارش تغییر می کرد .

گوشه ای از حیات امام صادق (علیه السلام)

پدرش 26 ساله بود که او زاده شد . دوازده تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شریفش را درکنار جدش امام سجاد (علیه السلام) و نوزده سال را در کنار پدرش امام باقر (علیه السلام) گذراند .
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتی که فرزندم جعفر متولد شد نام اورا صادق بگذارید زیرا فرزند پنجمش جعفراست وادعای امامت می کند و او در نظر خداوند جعفر کذاب است .
ابن بابویه و قطب راوندی روایت کرده اند : که از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) پرسیدند که امام بعد از تو کیست ؟
فرمود : محمد باقر شکافنده علوم است . پرسیدند که : بعد از اوامام که خواهد بود ؟ گفت : جعفر که نام اونزد اهل آسمانها صادق است.امام ششم شیعیان و رئیس مذهب تشیع درسال 114 هجری قمری در سن 31 سالگی به امامت رسید و ردای ولایت بردوش گرفت.
دوران امامت آن امام 34 سال بوده که با اواخر حکومت امویان واوایل حکومت عباسیان مصادف می باشد .
که حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حکومت امویان و شانزده سال آن ( 148-132 ة ) همزمان با حکومت عباسیان بود .
آن حضرت با پنج تن از خلفای بنی امیه - هشام بن عبدالملی ( 125-105 ه. ق ) ، ولید بن یزید بن عبدالملی ( 126-125 ه. ق ) ، یزید بن ولید بن عبدالملی ( 126 ه. ق ) ، ابراهیم بن ولید (126 ه. ق"( به مدت 70 روز )) و مروان بن محمد ملقب به حمار ( 132-126 ه.ق ) و دو تن از خلفای بنی عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح ( 132- 136 ( 137 ) ه. ق ) و ابوجعفر معروف به منصور دوانیقی ( 158-136 ( 137 ) ه. ق ) معاصر بود .
در یک دسته بندی ، زندگانی امام جعفر صادق (علیه السلام) می توان به سه دسته کلی تقسیم نمود :
الف - زندگانی امام در دوره امام سجاد و امام باقر (علیهم السلام) که تقریبا نیمی از مر حضرت را به خود اختصاص می دهد . در این دوره ( 83-114 ) امام صادق (علیه السلام) از علم و تقوی و کمال و فضیلت آنان در حد کافی بهره مند شد .
ب - قسمت دوم زندگی امام جعفر صادق(علیه السلام) ازسال 114 هجری تا 140 هجری می باشد . دراین دوره امام از فرصت مناسبی که بوجود آمده ، استفاده نمود و مکتب جعفری را به تکامل رساند . در این مدت ، 4000 دانشمند تحویل جامعه داد و علوم و فنون بسیاری را که جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامی ارزانی داشت .
ج - هشت سال آخرامام(علیه السلام) قسمت سوم زندگی امام را تشکیل می دهد . دراین دوره ، امام بسیار تحت فشار و اختناق حکومت منصور عباسی قرار داشت . در این دوره امام دائما تحت نظر بود و مکتب جعفری عملا تعطیل گردید .

عصر امام صادق (علیه السلام)

عصر امام صادق(علیه السلام) یکی از طوفانیترین ادوارتاریخ اسلام است که ازیک سواغتشاشها و انقلابهای پیاپی گروههای مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین (علیه السلام ) رخ میداد ، که انقلاب ابو سلمه در کوفه و ابو مسلم در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است .
و از دیگر سو عصر برخورد مکتبها و ایدهئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود که از برخورد امت اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده و در
مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن وپژوهش پدید آورده بود .
عصری که کوچکترین کم کاری یا عدم بیداری و تحرک پاسدار راستین اسلام یعنی امام (علیه السلام) ، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیاتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون میشد .
زمان امام صادق(علیه السلام) ، زمان تزلزل حکومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود واین دوگروه مدتی درحال کشمکش و مبارزه با یکدیگر بودند .
از زمان هشام بن عبدالملی ، تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز گردید و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید و سرانجام در سال 132 به پیروزی رسید . بنی امیه در این مدت ، گرفتار مشکلات سیاسی فراوانی بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند .
عباسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل می کردند ، فشاری از طرف آنان مطرح نبود . از اینرو این دوران ، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق (علیه السلام) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده کرده و تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز کرد .
پیشوای ششم در چنین دورانی به فکر نجات افکار توده مسلمان ازالحاد وبدبینی وکفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین بود ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین که به وسیله خلفای وقت صورت می گرفت جلوگیری می کرد .
اینجا بود که امام(علیه السلام) دشواری فراوان در پیش ومسئولیت عظیم بر دوش داشت . امام صادق (علیه السلام) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنیای شیعه را به فروغ تعاعلیم خویش روشنی بخشید و حقیقت اسلام را از آلایش انحرافات وگزند فریبکاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احکام و بسط کلام شیعی را فراهم ساختکه مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت . آن اندازه که دانشمندان و راویان از دانش امام بهره مند برده واز ایشان حرف و حدیث نقل کرده اند از هیچ یک از دیگرائمه نقل نکرده اند .
لیکن طولی نکشید که بنی عباس پس از تحکیم پاییهای حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند .
وضع به حدی ناگوار وشد که همگی یاران امام (علیه السلام) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانچه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند .
امام صادق (علیه السلام) که همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر وانقلابی بنیادی درمیدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسین (علیه السلام ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی قیام خود را درلباس تدریس وتأسیس مکتب وانسان سازی انجام داد و جهادی راستین کرد .
رحلت امام را به سبب مسمومیت دانسته اند . از ارتکاب این جنایت را که منصور درتوان خود نمی دید به جعفر بن سلیمان پسر عموی خویش و والی وقت مدینه محول کرد .
فرزند برومندش امام موسی بن جعفر(علیه السلام) او را دو جامه سفید مصری که درآن احرام می بست ودر پیراهنی مه می پوشید ودرعمامه ای که ازامام زین العابدین(علیه السلام ) به او رسیده بود ، کفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقیع در کنار قبر پدربزرگوارش سید الساجدین(علیه السلام) به خاک سپرد .
سلام بر او از میلاد تا میعاد

شخصیت علمی امام صادق (علیه السلام)

در دوره امامت امام صادق (علیه السلام) مسلمانان بیش از پیش به علم و دانش روی آوردند و در بیشتر شهرهای قلمرو اسلام بویژه در مدینه ، مکه ، کوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره های علمی دایر واز رونق خاصی برخوردار گردید .
در این زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق(علیه السلام) توانست نهضت علمی فرهنگی پدرش امام باقر(علیه السلام) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بیت را بیان کرده در همه جا منتشر کند . سفرهای اجباری و اختیاری امام به عراق و به شهرهای حیره ، هاشمیه و کوفه و برخورد با اربابان دیگر مذاهب فقهی وکلامی نقش بسزایی در معرفی علوم اهل بیت و گسترش آن در جامعه داشت .
در این شهرها گروههای مختلف برای فراگیری دانش نزد آن حضرت می آمدند و از دریای دانش او بهره مند می بردند . برخورد وی با گروههای مختلف مردم سبب شد که آوازه شهرتش در دانش و بینش دینی ، علم و تقوی ، سخاوت و جود وکرم و ...
در تمام قلمرو اسلام طنین انداز شود و مردم از هر سو برای استفاده از دانش بیکران وی رو سوی کنند . در این دوره علوم و فلسفه ایرانی ، هندی و یونانی به حوزه اسلامی راه یافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهای مختلف به زبان عربی گرم و پررونق گردید .
همچنین مکتبهای کلامی و فرقه مذهبی و فقهی در این عصر پایه گذاری شد .
امام صادق (علیه السلام) با تمام جریانهای فکری و عقیدتی آن روز برخورد کرده و موضوع اسلام و تشیع را در برابر آنها روشن ساخته و برتری بینش اسلام تشیعی را ثابت کرده است .
مناظرات امام صادق (علیه السلام) با اربابان دانشهای گوناگون چون پزشکان ، فقیهان ، منجمان ، متکلمان ، صوفیان و... بویژه مناظرات وی با ابوحنیفه مشهور و در منابع شیعه و سنی ثبت است . ( 3 )
شاگردان امام باقر (علیه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق(علیه السلام) حلقه زدند .
امام (علیه السلام) نیز با جذب شاگردان جدید به تأسیس یک نهضت عظیم فکری و فرهنگی و بالنده مبادرات ورزید ، به گونه ای که طولی نکشید مسجد نبوی در مدینه منوره و مسجد کوفه در شهر کوفه به دانشگاهی عظیم تبدیل شد . درگیری شدید بین بنی عباس و بنی امیه ، آنان را آن چنان به خود مشغول کرده بود ، که فرصتی طلایی برای امام صادق (علیه السلام) و یارانش به دست آمد .
آن حضرت با استفاده از این فرصت به بازسازی و نوسازی فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شیفتگان مکتب حق از اطراف و اکناف ، از بصره ، کوفه ، واسط ، یمن و نقاط مختلف حجاز به مرکز اسلام ؛ یعنی مدینه ، سرازیر شدند وچون پروانگی دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق (علیه السلام) تجمع کردند .
امام صادق (علیه السلام) هر یک از شاگردان خود را رشته های که با ذوق و قریحه او سازگار بود ، تشویق و تعلیم می نمود و در نتیجه ، هر کدام از آنها در یک یا دو رشته از علوم مانند : حدیث ، تفسیر ، فقه و کلام ، تخصص پیدا می کردند .
دردانشگاهی که امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته ای همچون هشام بن حکم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حیان و... تربیت کرد که هر یک از آنها شخصیتهای بزرگ علمی و چهره های درخشانی بودند که خدمات شایانی انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حکم 31 جلد کتاب و جابر بن حیان بیش از 200 جلد در زمینه علوم گوناگون بخصوص رشته های عقلی طبیعی و شیمی کتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شیمی مشهور است .
دانشمندان علم حدیث شمار کسانی را که مورد اعتماد بوده اند - راویان ثقه - و از آن حضرت نقل کرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند .
شاگردان دانشگاه امام منحصر به شیعیان نبوده بلکه پیروان اهل تسنن نیز از مکتب آن حضرت برخوردار می شدند .
بزرگان اهل سنت چون مالی بن انس ، ابوحنیفه ، سفیان ثوری ، سفیان بن عیینه ، ابن جریح ، روح ابن قاسم و... ریزه خوار خوان دانش بیکران او بودند . ابو حنیفه که دو سال شاگرد امام بود این دوره را پایه علوم و دانش خود معرفی کرده می گوید :
اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بین رفته بود .

رویدادهای مهم

1. شهادت امام باقر (علیه السلام) ، پدر امام جعفر صادق (علیه السلام) ، در سال 114 هجری
2. قیام زید بن علی (علیه السلام) ، عموی امام جعفر صادق (علیه السلام) بر ضد امویان و شهادت او در این واقعه ، در سال 121 هجری
3. گسترش نهضت بنی هاشم ( علویان و عباسیان ) ، در سراسر قلمرو حکمرانی امویان .
4. سرنگونی سلسله امویان و پیروزی عباسیان وتسخیر خلافت اسلامی توسط ابو العباس سفاح ، در سال 133 هجری .
5. قیام علویان بنی الحسن (علیه السلام) بر ضد عباسیان و سرکوب شدن آنان به دست منصور دوانیقی .
6. بهره جویی امام صادق (علیه السلام) از فرصت به دست آمده از نبرد میان عباسیان و امویان ، برای تشکیل حوزه علمی اسلامی و تربیت هزاران شاگرد در رشته های فقه ، تفسیر و علوم قرآن ، کلام ، شیمی ، تاریخ و غیره ، در زمینه مشرفه .
7. فراخوانی امام صادق (علیه السلام) از مدینه به بغداد ، توسط سفاح عباسی و زیر نظر قرار گرفتن آن حضرت .
8. فراخوانی مجدد امام صادق (علیه السلام) از مدینه به بغداد ، توسط منصور دوانیقی و اذیت و آزار آن حضرت .
9. وفات اسماعیل ، پسر امام صادق (علیه السلام) ، در سال 142 هجری و اندوه فراوان آن حضرت در این مصیبت .
10. رفتار نا مناسب عاملان منصور دوانیقی ، در مدینه ، با امام صادق (علیه السلام) و بسیاری از علویان .
11. مبارزه علمی و فرهنگی امام صادق (علیه السلام) و یاران ایشان با مخالفان ، ملحدان و مدعیان دروغین .
12. مسمومیت امام صادق (علیه السلام) و شهادت آن حضرت ، در سال 148 هجری ، به دستور منصور دوانیقی .
13. به خاک سپاری پیکر مطهر امام صادق (علیه السلام) ، در قبرستان بقیع ، در کنار قبر پدر ، جد و عمویشان ، امام حسن مجتبی (علیهم السلام)
منبع : http://www.imam-sadiq.net/sub/isadiq/
دسته ها :

http://mola133.persiangig.com/182.JPG

به نام او...به یاد او...برای او

با سلام

من در هفته دفاع مقدس سعی کردم شما رو با شهدای شهر کلاچای مخصوصا محله مون آشنا کنم که البته با توجه به وقت کم نتونستم شاید حق مطلب رو ادا کنم و چندین شهید  رو نتونستم معرفی کنم که اینجا فقط ازشون نام می برم به امید اینکه شاید گوشه ای از دینی که بر گردنم هست رو ادا کرده باشم .

شهدای محله کوی صاحب الزمان ماشاءالله کم نیستند محله ما الحمدالله ستاره بارونه

شهید داود شعبانی - شهید کامران امیله - شهید علی بحری - شهید ایرج فرزاد - شهید ذوالقدری

امیدوارم این شهیدان دست ما رو در دنیا و آخرت بگیرن و شفاعتمون کنن

و ان شاء الله که مورد قبول حق تعالی واقع گردد

و آرزو می کنم و از خدا می خوام که شهادت رو نصیبمون کنه

در آخر هم

 


برای شادی روح همه شهدا صلوات


اللهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اهلک اعداهم من الجن و الانس من الاولین و الآخرین

دسته ها :

خاطرات دختر شهید

ایشون دارای دو برادر و یک خواهر هستن و از کودکی پدرشون رو از دست دادن و با سختیهای فراوان بزرگ شدن و سختیهایی نیز کشیدن تا بتوانند برای خودشون زندگی خوب و آبرومندی را تشکیل دهند

او برادر بسیجی از منطقه قاسم آباد کلاچای بود و وقتی امام دستور دادند او نیز داوطلبانه به جبهه رفت و بعد از چند مدت که او را به خانه آوردند حرفهای دیگری می زد ما فهمیدیم که حالش بد است بعضی وقتها کارهای عجیبی انجام می داد و ما قادر به کنترلش نبودیم تا بالاخره داروهایی که مصرف می کرد باعث شد کمی حالش بهتر شود

و ما بچه ها که در خانه بودیم وقتی پدرمان با آمبولانس آمد ترسیدیم و گریه می کردیم و نمی توانستیم برویم جلو تا اینکه با نصیحت فامیل و همسایه ها که ان شاء الله حالش بهتر می شود ناراحت نباشید ، کمی آرام شدیم

... پدر ما یک پدر نبود بلکه فرشته بود ما همیشه جالی خالی او را حس می کنیم

و آنها نمرده اند بلکه همیشه زنده اند .

و یادشان در خاطرات باقی می ماند

دسته ها :

بسم ربّ الشهدا و الصدیقین

از دیگر شهدای کوی صاحب الزمان کلاچای شهید سهراب پور محمد هستند

از زبان خواهر شهید

ایشون با شنیدن خبر شهادت دوستشون شهید داریوش خادم خیلی متاثر شده و تصمیم می گیرند زودتر از موعد برای جنگ  با دشمن غاسب به سربازی بروند و به صورت داوطلبانه برای این امر مقدس ثبت نام می کنند

بعد از ثبت نام یک دوره آموزشی در تهران می گذرانند و بعد از آنجا به جبهه فرستاده می شوند

در جبهه به دلیل تجربه ای که داشتن در ابتدا قایقرانی می کردند ولی بعد از مدتی وقتی فرمانده به دنبال شخص مناسبی برای بیسیم چی می گشتند ایشون داوطلب می شوند و مدتی هم بیسیم چی بودند

تا اینکه زمانی که 5 ماه از سربازیشون مونده بود در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل می شوند

روحش شاد

دسته ها :



دسته ها :

« بسم الله الرّحمن الرّحیم »

« به نام خداوند بخشنده و مهربان و بخشایشگر »

سلام و درود خدا بر مهدی صاحب الزمان این منجی بشریت و حجت حق بر ما و با درود فراوان بر نائب بر حقش این رهبر کبیر انقلاب و یاور مستضعفان و دشمن مستکبران و با سلام و بر تمامی شهیدان بخون خفته صدر اسلام خصوصاً شهدای این انقلاب اسلامی که با دادن خون خود ثابت کردند که ما در نبردهای حق علیه باطل تا آخرین لحظه و تا خونی که در رگهای ما جاری است می جنگیم و اگر در این جنگ پیروز شدیم افتخاری است برای اسلام و اگر کشته شویم که شهید و مظلومیت خود را به جهان اعلام می داریم.

" من طلبی وجدنی و من وجدنی عرضنی و من عرضنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلودیته و من علی ریته ما نادیته "

" هر کس که مرا طلب کند خواهد یافت و هر کس که مرا بیابد خواهد شناخت و هر کس که مرا بشناسد عاشقم خواهد شد و هرکس که عاشقم شود عاشقش خواهم شد و هر کس که عاشقش گردم او را خواهم کشت و هر کس را که بکشم دیه او بر گردن من است و هر کس که دیه اش بر گردن من باشد دیه اش را خواهم پرداخت. "

خدای را شکر می کنم و هزاران بار در درگاه ابدیتش سپاس و ستایش می کنم که در چنین روزگاری ما را آفرید که نور در مقابل ظلمت مشخص است روزگاری که روشناییهای اسلام نمایانگر اسنت و هیچگونه ابهامی ندارد و انسان می تواند با این روشنائیها راه را براحتی انتخاب کند و باز هزاران بار شکر که ما را در دوران ظلمت و ضلالت نیافرید که به گمراهی کشیده شویم. ما را در روزگاری بوجود آورد که چشممان به جمال پر عظمت و هدایتگر رهبرمان روشن است و هر گاه بخواهیم کوچکترین انحرافی در ذهنمان پیدا کنیم تنها اوست که ما را به وظایفمان آشنا می کند و راه درست زنده ماندن و زندگی کردن را به ما می آموزد. رهبری که همانند خورشید تابان می درخشد و تمام اطراف خود را روشن می کند. ای امام عزیز تو بودی که با این روشنایی پر فروغت چراغ قلب مرا با این نور الهی روشن کردی ، و همین روشنایی این خورشید بود که در تمامی قبهای مردم مسلمان جهان را روشن کرده است. این امامی که حقیقتاً زبان را وصف اوصافش نیست و ما در مقابل چنین نعمت الهی برادران و خواهران مسئولیم و ما باید هر چه این ابر مرد تاریخ میگوید عمل کنیم ما باید قلبش را راضی کنیم و باید او را حفظ کنیم و همواره قلبش را شاد کنیم و این تنها راه پیروزی ما حاصل می شود.

خدایا به عزیزترین مقربان در گاهت قسم این امام را تا انقلاب جهانی حضرت معدی حفظ بفرما. برادران و خواهران این امام و این اسلام و این انقلاب امروز نیاز به ما دارد و ما باید در این راه نعمت بزرگ مسئولیت را بر دوش بگیریم . چون این اسلام برای پایدار ماندن و حفظ کردن احتیاج به ما دارد چونکه وقتی یک قطره خونم حافظ این اسلام و انقلاب است ای کاش در ما دریائی از خون جاری بود تا این اسلام حفظ شود. و ای کاش چندین هزار بار در راه خدا خونم ریخته می شد و خاکستر می شدم و خاکسترم را برباد دهند و دوباره زنده گردم و باز کشته شوم هیچوقت شکر خدا را اداء نکرده و نمی توانم بکنم و بار خدا یا تو خود گفتی که عاشقان خویش را به خود می خوانم و تو خونبهایش می شوی بار خدایا آتش عشق خویش را بر جانم فر گشای آنچنانکه حتی خاکسترم نماند و آنچنان عاشقم کن که تنها در کوی تو خانه نمایم و بار خدایا از اینکه جزو آخرینها هستم که به سوی تو می شتابم مرا عفو کن و از این گناهان زیادی که کردم وقتی به گناهانم می اندیشم مرگ را حقیر می بینم. خدایا از تو می خواهم و در خواست می کنم که مرا ببخشی که جز با جاری کردن خون ناچیزم نمی توانم رضای تو را جلب کنم. آمین

از شما می خواهم که اسلام و انقلاب و امام عزیزمان را حفظ کنید

خواهرانم و برادرانم بعد از کشته شدن من از شما می خواهم که اسلام و انقلاب و امام عزیزمان را حفظ کنید. چون نگهدارنده این اسلام و انقلاب همین امام عزیزمان است و از شما می خواهم که بعد از شهادتم همچون مولایم حسین مرا بی غسل و کفن و دفن کنید چون در آن زمان در آن کربلای عاشورا مگر حسین کی را داشت تا او را دفن کنند ، امیدوارم که این حرف مرا که از ته قلب می زنم بجا آورید و از خواهرانم می خواهم که همچون زینب زنی با صبر و بردبار باشند چون در آن موقعی که من تنها بودم وقتی یاد زینب (ع) می اندیشم که چگونه در برابر عزیزشان صبر و بردباری نشان داد غم شهادت برادرانم را از یاد می بردم و از شما می خواهم که همانند زینب چنین باشید و در بیرون طوری رفتار کنید که گوئی تا بوت مرا بر دوش خود گرفته اید. امیدوارم که این نصیحت من که گرچه من باید از شما پند و اندرز بگیرم قبول کنید و به مادرم نیز یاری دهید که چون مادران شهدا با صبر باشد و از پدر و مادرم می خواهم بدانند که در این موقعی که در جبهه بودم و هر وقت به یاد شهادت همشهریهای خود و یا برادرانی که جلوی ما به لقاءالله می پیوستند فکر می کردم آنقدر نگران می شدم که بدنم می لرزید و شرمساری تمام وجودم را فرا گرفت و از خدا کمک می خواستم که ما را یاری کند.

که ما اگر نیز لیاقت شهادت داشتیم نصیمان کند و من به روشنی می دانم که مادرم زنی است که بعد از شهادتم اسلحه ام را بدست برادرم و سپس بدست پدرم و بعد خواهرانم و بعد از همه خودش نیز وارد میدان نبرد با کفار می شود و همچون از او می خواهم که بعد از به شهادت رسیدن من نگذارد هیچکدام از فامیلان و یا آشنایان جامه سیاه به تن کنند چون شهادت آغاز تولد من است و با این شهادت است که همچون برادران دیگر تاریکی خانمان را با این شهادت روشن می کنم چون وقتی که حسین (ع) همسنگرم باشد و مهدی صاحب الزمان فرمانده ام چرا سنگر را به جای جهان و خانه مرگها شهادت را انتخاب کردم و از بین تمام باغها گورستان را هیچکدام از ما به مرگ طبیعی نمی میریم. ما در جان اگر واقعاٌ می خواهی فردای روز قیامت در برابر زینب شرمسار نباشی مرا به جبهه ها ببخش چون می روم که کربلا مرا می خواند و اگر شما در پی حقّید فقط در خانه امام عزیزمان خمینی بت شکن را بکوبید چون فقط اوست که شما را یاری می دهد.

مادر جان یادتان است که چقدر آرزوی کربلا می کردید و می کنید؟ انشاا... بعد از به شهادت رسیدن من و امثال من باید راه کربلا باز شود و شما مادران و امت شهید پرور به کربلا بروید و بعد خون برادرانمان باید بریزد تا ظلم از بین برود و راه قدس باز شود و امیدوارم که چنان روحیه ای داشته باشی که مردم از این روحیه شما خصوصاً این مادران منافقان و کفاران بدانند که شما ار دان پسرتان در راه خدا باکی ندارید و همین روحیه شما مشت محکمی بر دهان منافقان و کفاران است امیدوارم که چنین باشد و امام عزیزمان می گوید رحمت خدا بر مادرانی که جوانان نیرومند خود را به میدان دفاع از حق می فرستنند و به شهادت آنان افتخار می کنند و از برادرم می خواهم که شهادتم را در کوچه فریاد بزنید تا خوابها از چشمها بشکند و بگوید که برادرم نمرده است بلکه زنده ایست که در نزد خدای خود روزی می خورد و برادر جان شما در برابر من زیاد حق دارید. امیدوارم که بدیهای مرا ببخشید و از دوستان حزب الله و گرامیم می خواهم که کینه برداشتن به یکدیگر بد شدن را کنار بگذارید و همچون اخلاق اسلامی را در خیابانها خصوصاً کوچه ها رعایت کنند چون مردم روی شما حساب می کنند و از همین برخوردهای درست شما بخود مشت محکمی بر دهان منافقین خواهد بود اگر چه من تا بحال همه این کارهای بد را کردم ودارم به ما مومنان اندرز می گویم اما این حرف را از این برادر کوچکتان قبول کنید و کینه ها را کنار بگذارید و امیدوارم که این حرفهای بنده حقیر را مورد قبول قرار دهید چون به خدا قسم من درد تیر و ترکش را تحمل می کنم اما اندوه خمینی را هرگز و من فقط چشم امیدم به شماست که شما باید راهم را ادامه دهید شما باید مظلومیت ما را به جهان اعلام کنید و شما باید بر دهان کفار بزنید من این امید را از شما برادران حزب الله و گرامیم می خواهم و امیدوارم که این حرف ناچیز مرا بپذیرد و اگر درباره شما گناهی مرتکب شدم مرا ببخشید و از شما برادران می خواهم که حتماً به خانه مان سر بزنید که با دیدن شما مادرم خوشحال شود چون شما نیز فرزندان این انقلابید و من نیز فرزند این انقلاب که وقتی من به شهادت برسم چه شما را ببیند خوشحال می شود و چه من را چون شما از من هستید و من از شما ، حتماً این را فراموش نکنید حتماً هر وقت وقت پیدا کردید به مادرم سر بزنید من می دانم که شما ناامیدم نمی کنید و از شما می خواهم که نگوئید که خجالت می کشم به شما گفتم که شما نیز فرزند او هستید خوب دیگ من سفارش نمی کنم و از اهالی مردم کلاچای خصوصاً حاج آقا قدس خیلی خیلی متشکرم که ما را آگاه کردید تا خدای خود را بشناسیم. امیدوارم که برای ما دعا کنید و اگر هر گناهی ما در مقابل شما مرکب شده ایم حتماً ما را ببخشید.

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته .

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.                           

           علی آموزنده  17/12/1361    

دسته ها :

 

نام : علی آموزنده

محل تولد : گیلان - کلاچای

طلوع : 1345/06/03

عروج : 1367

محل شهادت : فاو

یکی دیگر از شهدای محله ما یعنی کوی صاحب الزمان عجل الله کلاچای که به 18 متری هم معروفه شهید علی آموزنده است  

از زبان خواهر شهید

ایشون از 14 سالگی وارد جبه های نبرد می شن و به مدت 5 سال به طور مداوم در جبهه ها حضور داشتن

از 18 سالگی در همون جبهه ها خدمت سربازیشون رو هم انجام میدن

تا اینکه در سال 67 در منطقه عملیاتی فاو شهید میشن

الیته ایشون چندین سال مفقود الاثر ( جاوید الاثر) بودن تا اینکه پس از سالها انتظار خبر شهادتشون به خانواده میرسه

روحش شاد

 

 

دسته ها :

دسته ها :

« بسم الله الرّحمن الرّحیم »

(( لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شی " فان الله به علیم ))

شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید ، مگر آنکه از آنچه دوست دارید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید ، و هر چه انفاق کنید محققاً " خدا بر آن آگاه است .

(( آل عمران 92 ))

( یا اباعبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیمه )

ای اباعبدالله من تا قیامت سلم و صلحم با هر که با شما صلح است و در جنگ و جهادم به هر که با شما در جنگ است ( یعنی تا قیامت در هر زمان و مکان با دوستان شما دوست و با دشمنان شما دشمنم ) .

 

خدایرا سپاس که در عصری پا به دنیا نهاده ایم که امام خمینی این گوهر والای دریای فقاهت از صدف زمانه غیبت سر بر کشیده و رخ نموده است , گویی یاقوت بی نظیری است که وجودش تبلور زحمات انبیاء و خون شهدا و صدیقین است . با سلام به خانواده معظم شهدا و معلولین و اسراء که امام نور چشم خواند شما را , و پیش شما خانواده شهدا شرمنده ام .

خداوند در سوره آل عمران میفرماید انفاق کنید از آنچه که محبوب شماست . در نزد انسانها محبوبها مختلفند : یکی زن و بچه را , یکی پول را , یکی جان را , یکی مقام را , و یا بعضی همه را دوست دارند . ولی چه کسی به مقام نیکوکاران عالم خواهد رسید . آنهائیکه انفاق می کنند برای کی , انفاقشان فقط به فقط برای خدا باشد و محبوبتر از آن چیز در زندگیشان نباشد .

خداوند هم دوستدار اینگونه مؤمنین و مؤمنات است . در قرآن کریم داریم که خداوند می فرماید :

و من الناس من یشتری نفسه ابتغا " مرضات الله و الله رئوفها لعباد .

بعضی از مردانند که از جان خود در راه رضای خدا در گذرند و خدا دوستدار چنین بندگانست .

خداوند علاوه بر اینکه دوستدار شماست , برای شما محافظ و نگهبان هم است .

ان عبادی لیس لک علیهم سلطان و کفی بربک وکیلا      ( اسری 95 )

همانا ترا بر بندگان خاص من تسلط نیست و تنها محافظت و نگهبانی خدا آنها را کافی است .

البته این را تذکر بدهم , که انفاق برای انسانها هم نوعی آزمایش الهی است . مانند : قربانی کردن حضرت ابراهیم که تنها فرزندش و جگر گوشه اش را به پای قربانگاه می برد . باشد که از این آزمایشات الهی با توکل به خدا موفق بگذریم , شیطان بر سر هر آزمایش در کمین ما نشسته تا ماها را منحرف کند و قسم هم خورده که ما را از خداوند دور کند شیطان شش هزار سال عبادت خدا کرد و تمامی راههای انحراف ما را بهتر از همه میداند که چگونه هر انسانی را از چه ناحیه ای منحرف کند .

و خود شیطان فریاد بر آورد :

قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین

به عزت و جلال تو قسم که تمام خلق را کمراه خواهم کرد مگر از بندگانت که دل از غیر بریدند و برای تو خالص کردند .

 

هان ای مردم , تاریخ را یاد بیاورید که چگونه با وجود پیامبران و امامان و راهنمائی و ارشاد آنان باز به انحراف کشیده شدند و علت این کار چه بود , آن به دو علت بود , یکی اینکه مردم خود خواستار دوری از امامان و پیامبران بودند و خداوند هم بر آنان عذاب الهی را فرستاد قوم هود , قوم لوط , قوم موسی , قوم ... و یا اینکه چنان ظالمان بر آنان حکومت می کردند که نتوانستند به فرامین پیامبران و امامان عمل نمایند , در صورت اول خداوند آتش را مهیا کرده ولی در صورت دوم , می باست هجرت می کردند تا ایمانشان ضعیف نگردد و یا اینکه مبارزه می نمودند . ولی حالا که خداوند نعمت بزرگ خود را به ما ارزانی داشته و حجت بر ما تمام شده می بایست پشت امامان حرکت نموده و لحظه ای سستی بخرج ندهیم , و نگذاریم تاریخ به سراغ ما بیاید و آنوقت بر سر ما هر چه بیاید مسئله ای نیست اسلام عزیز ما از بین می رود .

به پیروی امام است که اسلام زنده می ماند و زنده ماندن و زنده ماندن اسلام بستگی به پیرو بودنمان است .

جمله ای پیام به معلمین عزیز

معلمین عزیز که تعهد خود را نسبت به اسلام فراموش نکنید , شما باید هر یک از دانش آموزان را یک سفیری برای جامعه امروزی و فردایمان تحویل دهید .

جمله ای پیام به محصلین عزیز

محصلین عزیز که امید فردای کشور اسلام هستید , درس را فراموش نکنید زیرا اجانب منتظر  همین هستند که شما درس را فراموش کنید , مثل بعضی از دانش آموزان نباشید که فقط به فقط به درس توجه دارند و توجه ای به شناخت معارف الهی ندارند به معارف اسلام تکیه کنید تا علاوه بر تخصص علمی تخصص شناخت الهی داشته باشید .

جمله ای پیام به علما و خطبا اسلام

شما الگوی جامعه فعلی هستید امام صادق علیه السلام می فرماید :

کونو دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنکم

مردم را با رفتار خود به حق رهبری کنید نه با زبان خویش

هر یک از علما " و ائمه جمعه ها باید مثل عمار یاسرها , ابوذرها , مقدادها , سلمانها , کمیل ها و ... باشید .

میخواهم بگویم چنان این یاران با وفای پیامبر از پیامبر حرف شنوی داشتند که مواظب بودند خطائی سرنزند .

آیا شما هم مواظب هستید که فرمایش امام عزیزمان را مو به مو انجام دهید .

مردم شما را با سخنان امام بزرگوارمان مورد سنجش قرار می دهند مواظب رفتار و کردار و گفتار خود باشید . باز هم امام صادق علیه السلام می فرماید :

شیعیان ما آنچنان باشید که زینت ما گردید نه مایه زشتی ما

 

جمله ای به پدر و مادر و خواهران و برادرانم

قال صادق علیه السلام

خدا زمانیکه بنده ای را دوست بدارد ، او را در دریای شدائد غوطه ور می سازد .

امید آن دارم به بزرگواریتان مرا ببخشید ، به فکر مصیبت حضرت زینب سلام الله علیها باشید و تاریخ عاشورا را در نظر بیاورید , که بزرگترین مصیبت بود که به خانواده رسول الله (ص) رسید .

و سعی کنید که دیگران از شما غبطه بخورند و روحیه شما شاد باشد و شادی کنید همانطور که در زمان جشن عروسی برادر گرامم شاد بودید در روز تشیع جنازه ام اگر خدا توفیق و لیاقت داشتم لباس سفید بر تنتان باشد , تا دشمنان اسلام , قرآن , امام و انقلاب بدانند شما تا آخرین توان راه پیامبر خدا و پیر جماران را ادامه دهید .

عاشقان را سر شوریده به پیکر دیدن عجب است

دادن سر نه جب داشتن سر عجب است

 

تیغ بارد اگر آنجا که بود جلوه دوست

هان ندادن ز وفا سر دم خنجر عجب است

 

در آخر  از تمامی فامیلین خود , از عمع و خانواده اش , از خاله و خانواده اش , از دایی ها و خانواده اش , از عموها و خانواده اش می خواهم که مرا ببخشند .

 

در ضمن از کلیه برادران عزیزم میخواهم اگر بدی ای دیده اند مرا حلال کنند .

چـــــــــــــــــــــه زیبـــــــــــــــــــاست       معراج شهـــــــــا دت

خـــــــــــدایا خـــــــــــدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

از عمر ما بکاه و به عمر رهبر افزا

16/2/64     سقز          محمدتقــــی تاج بر

 

 

 

 

 

 

 

دسته ها :
X